تبليغاتX
مسیح | Masih
خانه | تماس| کتاب هایم

درست زمانی که دست های یک معلم زن با دستکش های از پیش آماده شده می رفت به سمت لبهای یک رییس جمهور برای بوسیده شدن ، درست زمانی که خبرگزاری ها و سایت ها و سر مقاله نویس ها خود را آماده می کردند برای توصیف تعظيم بي منت رييس دولت در برابر معلم دوران تحصیلی اش و درست زمانی که دوربین های متعدد صدا و سیما در اقصی نقاط یک مراسم رسمی کاشته می شد برای گرفتن شات ها و نما های لحظه به لحظه از ثبت این بوسه ، در گوشه اي ديگر از اين شهر باتوم هاي ماموران نيروي انتظامي تحت نظارت وزارت كشور نيز بوسه زدند به پاهاي اين كارگر .

نگاه كنيد ، حالا كارگر هم زانو زده است تاشايد همانگونه كه تنها چند روز پس از به زانو در آمدن معلمان متحصن در برابر مجلس ايران، يك معلم زن براي بوسه بر دست فرا خوانده می شود،  فردا نيز دستكشي ديگر بر دست يك كارگر زن نشيند تا بوسه اي ديگر در منظر جهانيان ، خدمت بي منت را به نمايش گذارد.

يا شايد من بيهوده غمگين شدم و همان به كه تمام سهم ما از صدا و سيما ، تنها به نمايش گذاردن نآرامي ها و اعتراض هاي كارگران فرانسه باشد و ديگر نقاط دور دنيا،  ورنه ديروز در ميدان هفت تير  تهران خبري نبود، هرچه بود حكايت بوسيدن دست يك معلم زن بود كه با پيش بيني درست مشاوران آقاي رئيس ، دهان به دهان مي گشت و همه حيران ماندند و به كارگر زانو زده هم ريشخندي كه:"پاشو  برگرد به ولايتت و انقدر هم ، سياه نمايي نكن."

+ [18:1]